<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
    <title>زن و رسانه</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.4ghad.com/p5/" />
    <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.4ghad.com/p5/atom.xml" />
    <id>tag:www.4ghad.com,2008-05-06:/p5/12</id>
    <updated>۲۴.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</updated>
    <subtitle>شماره پنجم -15 اردیبهشت-زن و رسانه</subtitle>
    <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type Open Source 4.15b2-en</generator>

<entry>
    <title>شاسخین‌های گانگستر</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.4ghad.com/p5/2008/05/post_21.html" />
    <id>tag:www.4ghad.com,2008:/p5//12.393</id>

    <published>۲۴.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</published>
    <updated>۲۴.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</updated>

    <summary><![CDATA[غزل مهیمن&nbsp;&nbsp;&nbsp;امروزه با گسترش روز افزون ارتباطات در عرصه ملی و بین المللی، شاهد تاثیرات عمیق رسانه‌ها بر افکار عمومی، در سطوح مختلف فرهنگی جامعه هستیم.در این میان تلویزیون را بر حسب شرایط خاصی مثل سهل الوصول بودن یا یکسانی...]]></summary>
    <author>
        <name>hamed</name>
        <uri>http://kashkool.persianblog.com</uri>
    </author>
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.4ghad.com/p5/">
        <![CDATA[<p style="text-align: justify;">غزل مهیمن</p><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span><p>&nbsp;</p><div style="margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: justify;" dir="rtl"><img width="332" height="350" src="http://www.4ghad.com/p5/resaneh/87.jpg" alt="87.jpg" style="margin: 0px 20px 20px 0px; float: left;" class="mt-image-left" />&nbsp;امروزه با گسترش روز افزون ارتباطات در عرصه ملی و بین المللی، شاهد تاثیرات عمیق رسانه‌ها بر افکار عمومی، در سطوح مختلف فرهنگی جامعه هستیم.</div><div style="margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: justify;" dir="rtl">در این میان تلویزیون را بر حسب شرایط خاصی مثل سهل الوصول بودن یا یکسانی دسترسی همه اقشار جامعه با طبقات مختلف، می‌توان موثرترین رسانه و به تعبیری دیگر رسانه‌ی عامه مردم دانست.</div><div style="margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: justify;" dir="rtl">لذا با توجه به موارد ذکر شده نمی‌توان نقش موثر تلویزیون را در زمینه فرهنگ‌سازی و جهت‌بخشی به افکار، روابط اجتماعی و تحکیم و یا تزلزل نوعی نگرش خاص در بین اقشار جامعه، انکار کرد.</div><div style="margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: justify;" dir="rtl">از آغاز دهه هفتاد و با فراگیر شدن رسانه‌ی تلویزیون در کشور که با تولد زنجیره‌ای شبکه‌های تلویزیونی همراه شد رویکرد صدا و سیما &laquo;جلب حداکثری مخاطب&raquo; شد و تلویزیون با همه شبکه‌هایش با همه قوا به میدان آمد تا مردم اسیر ویدئو و ماهواره نشوند.</div><div style="margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: justify;" dir="rtl">در این سیر پیشرفت تلویزیون و سریال‌ها و رشد نقش زن در سریال‌ها، شاهد نوسان‌های متفاوتی در این مقوله بوده‌ایم. دوره‌ای نه چندان دور شاهد بودیم که در نقش‌های خانوادگی، نقش زنان محدود به خانه‌داری، بچه‌داری، شوهرداری و رتق و فتق امور خانه، آن هم نه در حد تصمیم‌گیری‌های مهم و بنیادی برای خانواده، بلکه در حد یک خدمتکار و سرویس دهنده به اعضای دیگر خانواده می‌شود و مردان علاوه بر رییس خانواده، نان‌آور و تصمیم‌گیرنده‌ی نهایی بودند.در نقش های اجتماعی و اقتصادی نیز تفاوت‌های بارزی میان زنان و مردان وجود داشته؛ مشاغل کلیدی و مهم جامعه در اختیار مردان بوده و اکثر زنان شاغل، در مشاغلی که در راستای وظایف خانگی آن‌ها بودند مشغول به کار می‌شده‌اند.</div><div style="margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: justify;" dir="rtl">اندکی بعد شاهد حضور ماجراجویانه‌ی نقش زن در سریال‌ها بودیم. با بر دهان گرفتن انگشت حیرت شاهد نقش‌های گانگستری از خانم‌ها بودیم. ناتاشاها چنان در سر کار گذاشتن جماعت پلیس مقتدر بودند که در بیداری هرگز شاهد چنین چیزهایی نبوده‌ایم. یا نظاره‌گر سیر جنایت‌های زنجیره‌ای بودیم که در انتها مشخص شده تمامی آنان به رهبری یک زن انجام شده است. و این زن چنان اسطوره شده که با از دست دادن جانش در انتهای این جنایت‌های زنجیره‌ای به خود آمده و دل هر کسی را به درد می‌آورد!</div><div style="margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: justify;" dir="rtl">چند صباحی بعد شاهد ساخت و پخش سریال‌هایی بودیم که با تاثیرپذیری از مدل‌های خارجی و خصوصا غربی آن، جایگاه زن در این سریال‌ها ظاهرا ارتقا یافته و زنان پلیسی را شاهد بودیم که با القاب تحصیلی روز، در جایگاه‌های رفیع و خطیر و پر مخاطره‌ی اجتماعی حاضر شده‌اند. تا آن‌جا که شاهد کشیک شبانه خانم پلیس و بالا رفتن‌شان از دیوار بودیم. هر چند مغایر با تمامی قوانین پلسی بوده و جایگاه این زن را در این مقام چنان نشان داده که حتی از اصلی‌ترین اصول جایگاه یک زن که مراقبت از فرزند خردسالش باشد صرف‌نظر کرد. و حتی از اطرافیان و برادر و مادر خود نیز جدا شده بود. و وظیفه‌شناسی! را به آن‌جا رسانده که حتی با پیشنهاد رفتن به مرخصی و شرکت در تشییع پیکر برادرش هم مخالفت می‌کند؛ برادری که با غفلت خانواده در دام اکس‌پارتی‌ها گرفتار شده و جانش را از دست داده است.</div><div style="margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: justify;" dir="rtl">نکته جالب توجه‌تر این‌که در بیش‌تر این فیلم‌ها یا سریال‌ها زنانی که در چنین عرصه‌های خطرناکی وارد می‌شوند یا اساسا با هیچ خطری مواجه نمی‌شوند و یا به نحوی اعجاز آمیز جان سالم از مهلکه‌ها به در می‌برند.</div><div style="margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: justify;" dir="rtl">شاید برای بینندگان چنین سریال‌ها و فیلم‌ها جالب باشد بدانند خانمی که شب هنگام مشغول رتق و فتق امور خانه و رسیدگی به فرزندانش است، چگونه صحنه‌ی جنایات و فجایع و خشونت‌های مختلفی را که از صبح با آن‌ها مواجه بوده از صفحه ذهن و خاطر خویش می‌زداید تا بتواند آرامش و عاطفه لازم را به همسر و فرزندانش هدیه کند؟!</div><div style="margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: justify;" dir="rtl">یا همسر این خانم پلیس چگونه مرد مریخی‌ای بوده که فرزند خود را بر دوش کشیده و به محل کار همسر آورده تا مادر! لحظه‌ای فرزندش را در آغوش بگیرد و مجدد به ادامه‌ی کارش بپردازد.</div><div style="margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: justify;" dir="rtl">از آن سو در سریال‌های طنزگونه شاهد زندگی‌هایی بودیم که مفهوم زن‌سالاری را در بددهنی و جیغ زدن و ترس همسر از زن معنا کرده که مقام و جایگاه زن را اساسا زیر سؤال برده و دختر شیرین عقل دانشجویی را شاهد بودیم که با شاسخین‌های خود نه تنها زن را که دانشجو جماعت را مورد هجمه‌ی بی‌هویتی خود قرار می‌دهند.</div><div style="margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: justify;" dir="rtl">از سویی دیگر با سیر طرح مسئله‌ی عشق و ازدواج و&nbsp;ازدواج موقت در سریال‌ها که با سریال بانویی دیگر، در نوروز 83 اوج گرفته تا به طرح علنی و واضح آن در سریال‌های ماه رمضان و عید 87 رسید، باب نگاه ((نوعی دیگر بینی)) را&nbsp;نسبت به زنان باز نمود.</div><div style="margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: justify;" dir="rtl">از 26 مجموعه تلویزیونی پخش‌ شده در سیمای جمهوری اسلامی ایران در سال 86، موضوع و مضمون اصلی 20 مجموعه <img width="406" height="304" src="http://www.4ghad.com/p5/resaneh/86.jpg" alt="86.jpg" style="margin: 10px 20px 20px 0px; float: left;" class="mt-image-left" />&quot;ازدواج، ازدواج مجدد و روابط زن و مرد&quot; بوده است. جالب آن‌که در میان سریال‌های با مضامین مذهبی و مناسبتی نیز این فرمول قدیمی و نخ‌نما شده‌ی استفاده از موضوع عشق مرد به زن و ایجاد کشش براساس این رابطه &quot;دقیقا&quot; رعایت شده است طوری‌که گویی نویسندگان، طراحان و مدیران شبکه‌های 5گانه تلویزیون راه دیگری جز استفاده از عشق‌های کلیشه‌ای برای جذب مخاطب پیدا نمی‌کنند. بنا بر این گزارش مجموعه‌های &quot;پریدخت&quot;، &quot;زیرزمین&quot;، &quot;شکرانه&quot;، &quot;اغماء&quot; و &quot;میوه ممنوعه&quot; که برای پخش در ماه مبارک رمضان و محرم انتخاب شده ‌بودند نمونه‌هایی از این قبیل بوده و استفاده از ساده‌ترین فرمول عشق‌های دونفره و بعضا مثلثی است.</div><div style="margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: justify;" dir="rtl">حقیقتا نگاه برنامه‌سازان و نویسندگان و تهیه‌کنندگان فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی -که بیشترین تاثیر را بر مخاطب می‌گذارند - نسبت به جایگاه زن در جامعه‌ای اسلامی تا چه حد با معیارها و ملاک‌های عرفی و قراردادی جامعه انطباق دارد؟</div><div style="margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: justify;" dir="rtl">آیا هدف برخی از برنامه‌سازان در رسانه‌ی جمعی مانند تلویزیون و بالاخص برخی سریال‌ها و فیلم‌ها، القای صحیح نیازمندی‌های زن مسلمان شاغل در مراکز مختلف و بیان انواع مشکلاتی است که او با آن‌ها دست به گریبان است؟ یا هدف، القای این مساله است که زن مسلمان نباید از زن غربی در هیچ زمینه‌ای عقب بماند و در تمام عرصه‌هایی که زن در جوامع غیر اسلامی -با انواع مشکلات و معضلات مختلف- کار می‌کند، زن مسلمان هم نباید عقب بماند و با حفظ شئونات اسلامی در هر عرصه‌ای - ولو عرصه‌های اختصاصی مردان- حضور فعال داشته باشد.</div><div style="margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><p>&nbsp;</p><p>&nbsp;</p><p style="text-align: right;">غزل مهیمن</p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>کاریکاتور</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.4ghad.com/p5/2008/05/post_20.html" />
    <id>tag:www.4ghad.com,2008:/p5//12.391</id>

    <published>۲۳.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</published>
    <updated>۲۳.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</updated>

    <summary><![CDATA[&nbsp; &nbsp;...]]></summary>
    <author>
        <name>hamed</name>
        <uri>http://kashkool.persianblog.com</uri>
    </author>
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.4ghad.com/p5/">
        <![CDATA[<p>&nbsp;</p><p><img width="600" height="463" src="http://www.4ghad.com/p5/resaneh/101.jpg" alt="101.jpg" style="margin: 0px auto 20px; display: block; text-align: center;" class="mt-image-center" /></p><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image"><img width="600" height="416" src="http://www.4ghad.com/p5/resaneh/100.jpg" alt="100.jpg" style="margin: 0px auto 20px; display: block; text-align: center;" class="mt-image-center" /></span><p><img width="600" height="477" src="http://www.4ghad.com/p5/resaneh/99.jpg" alt="99.jpg" style="margin: 0px auto 20px; display: block; text-align: center;" class="mt-image-center" /></p><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image"><img width="600" height="441" src="http://www.4ghad.com/p5/resaneh/98.jpg" alt="98.jpg" style="margin: 0px auto 20px; display: block; text-align: center;" class="mt-image-center" /></span> <span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image"><img width="600" height="352" src="http://www.4ghad.com/p5/resaneh/97.jpg" alt="97.jpg" style="margin: 0px auto 20px; display: block; text-align: center;" class="mt-image-center" /></span><p>&nbsp;</p><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image"><img width="600" height="525" style="margin: 0pt auto 20px; text-align: center; display: block;" class="mt-image-center" src="http://www.4ghad.com/p5/resaneh/103.jpg" alt="103.jpg" /><form style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image" mt:asset-id="87"><img width="600" height="697" style="margin: 0pt auto 20px; text-align: center; display: block;" class="mt-image-center" src="http://www.4ghad.com/p5/resaneh/102.jpg" alt="102.jpg" /></span></form>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>حواها در رسانه‌هاي جمعي</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.4ghad.com/p5/2008/05/post_19.html" />
    <id>tag:www.4ghad.com,2008:/p5//12.390</id>

    <published>۲۲.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</published>
    <updated>۲۲.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</updated>

    <summary><![CDATA[زهرا باقري&nbsp;علم روانشناسي سالهاست ثابت كرده كه براي تحمل فشار زندگي، ديدن برنامه&zwnj;هاي تلويزيون (صداو سيما) به عنوان يك رسانه جمعي، مناسب ترين گزينه است! اين رسانه جمعي بر هر درد بي&zwnj;درمان دواست!براي رسيدن به آرامش چه چيزي بهتر از...]]></summary>
    <author>
        <name>hamed</name>
        <uri>http://kashkool.persianblog.com</uri>
    </author>
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.4ghad.com/p5/">
        <![CDATA[<p style="text-align: right"><span style="font-size: 10pt; line-height: 120%">زهرا باقري</span></p><div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 120%; unicode-bidi: embed; text-align: justify"><b>&nbsp;</b></div><div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 120%; unicode-bidi: embed; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt; line-height: 120%"><img class="mt-image-left" style="float: left; margin: 0px 20px 20px 0px" height="289" alt="78.jpg" width="300" src="http://www.4ghad.com/p5/resaneh/78.jpg" />علم روانشناسي سالهاست ثابت كرده كه براي تحمل فشار زندگي، ديدن برنامه&zwnj;هاي تلويزيون (صداو سيما) به عنوان يك رسانه جمعي، مناسب ترين گزينه است! اين رسانه جمعي بر هر درد بي&zwnj;درمان دواست!</span></div><div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 120%; unicode-bidi: embed; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt; line-height: 120%"><br />براي رسيدن به آرامش چه چيزي بهتر از ديدن سريال&zwnj;هاي ايراني كه به قول معروف هر چند مي&zwnj;داني كه پایانش با عروسي و ازدواج تمام مي&zwnj;شود، اما نحوه&zwnj;ی اين ختم به خیر شدن مهم و جالب توجه است!</span></div><div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 120%; unicode-bidi: embed; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt; line-height: 120%"><br />نکته قابل تامل در مورد تلویزیون این است که تعداد قابل توجهی از کارگردان&zwnj;های اين رسانه، مقیدند که به هر قیمتی، با هر ترفندی و با هر کسی باید ازدواج در سریال&zwnj;ها صورت بگیرد.</span></div><div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 120%; unicode-bidi: embed; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt; line-height: 120%"><br />بدون شک نمونه&zwnj;هایی از این حیث بسیار است و ما با اين احتمال كه خوانندگان نشریه چارقد، خدای&zwnj;ناکرده پا&zwnj;ي&zwnj;بندِ سريال&zwnj;هاي ايراني نيستند، و فقط برنامه&zwnj;هاي فضانوردي را نگاه مي&zwnj;كنند، صلاح ديدیم به حكم &laquo; تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل&raquo;، به ذکر چند نمونه کوتاه از اين سريال&zwnj;ها بپردازیم!</span></div><div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 120%; unicode-bidi: embed; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt; line-height: 120%"><br />سريال &laquo;فقط به خاطر من&raquo; كه چندي پيش به خوبي و خوشي و با عروسي به پايان رسيد! در این سريال، سعيد براي يافتن پدرش با آدرسي كه مادرش داده، از تهران راهي اصفهان مي&zwnj;شود و با نقشه قبلي به شكل آبدارچي وارد شركت آقاي شكيبا مي&zwnj;شود و در اين بين مريم دختر اين كارخانه&zwnj;دار مست و شيداي سادگي سعيد مي&zwnj;شود، در اواسط فيلم كارگردان سعيد را برادر مريم معرفي مي&zwnj;كند و اين واقعه براي مريم كلي حال&zwnj;گيري ايجاد مي&zwnj;كند ولي در نهايت كارگردان در رايزني&zwnj;هايي كه با نويسنده دارد فيلم&zwnj;نامه را هندي كرده و سرانجام سعيد هم شأن مريم و شريك در كارخانه مي&zwnj;شود!</span></div><div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 120%; unicode-bidi: embed; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt; line-height: 120%"><br />اگر اين تنها موردي بود كه در نهايت داستان اين&zwnj;طور به پايان رسيد و علاقه دختر با چنين شأن اجتماعي&zwnj;اي را با پسر آبدارچي، اين&zwnj;طور توجيه شده نشان داد، مي&zwnj;شد از آن گذشت، اما در نگاه كلي به تمام سريال&zwnj;ها، تصوير ذهني كارگردانان و نويسندگان اين رسانه جمعي را از زنان به خوبي نشان مي&zwnj;دهد.</span></div><div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 120%; unicode-bidi: embed; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt; line-height: 120%"><br />در سريال &laquo;دل خوش سيري چند&raquo;، آقاي اكليلي در نقش سورتمه&zwnj;چي باعث تحول زن بيوه&zwnj;اي كه در اوج غرور و خودبينی است، می&zwnj;شود و آن هم تنها به اين علت كه اين مرد بي&zwnj;باك جلوي ماشين او ايستاده و نترسيده است. و همین بی&zwnj;باکی و شجاعت! دست&zwnj;مایه&zwnj;ای برای مست و شيوا شدن خانم مغرور مي&zwnj;شود. در &laquo;دل خوش سیری چند&raquo; طوري این خانم دکتر عاشق پیشه را به تصویر می&zwnj;کشد كه گويي، هيچ نقطه قوتي در زندگي&zwnj;اش ندارد!</span></div><div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 120%; unicode-bidi: embed; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt; line-height: 120%"><br />اين رسانه معلوم الحال، ذائقه سريالي مردم را به قدري تنزل داده كه تنها دلخوشي خانم&zwnj;هاي خانه&zwnj;دار ديدن سريال &laquo;روياي شيرين&raquo; از شبكه اول سيما در برنامه خانواده است كه در آن دو دختر دانشجو طي ماجراهايي هم&zwnj;خانه با يك خانواده مي&zwnj;شوند كه اين خانواده به خاطر نداشتن مادر، عمه نقش مادري را ايفا مي&zwnj;كند و فرزندان اين خانواده پسر جوان(پارسا) و دختر جوان(آتوسا) است، اما طرز فكر اين افراد به عنوان نمونه&zwnj;اي از افراد جامعه را اين&zwnj;طور نشان مي&zwnj;دهند كه دختران تنها فكر و ذكرشان ازدواج است و تنها دل&zwnj;خوشي جمع كثيري از پسران عاشق شدن!</span></div><div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 120%; unicode-bidi: embed; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt; line-height: 120%"><br />دست و پا گم کردن و لبخند آزاردهنده&zwnj;ي پارسا، نحوه&zwnj;ی برخورد او را با هر دختري كه از راه مي&zwnj;رسد، نشان مي&zwnj;دهد. شاید این برخورد پارسا به عنوان ک جوان تحصيل&zwnj;كرده(ليسانس)، تنها فكري كه به ذهن مخاطب مي&zwnj;رساند اين باشد كه تحصيل كيلويي چند؟! و حرف شادي(يكي ديگر از دختران دانشجوي سريال) در هر خانواده يك عالمه كيس آماده به ازدواج است، چه در نهادش نهفته؟<br />قصد تحليل سريال&zwnj;ها را ندارم اما چيزي كه خيلي ناراحت&zwnj;كننده است تصوير سازي از زنان در اين سريال&zwnj;هاست!<br />قبلاً هم به بحث ازدواج در حد افراطي&zwnj;اش در سريال&zwnj;ها مي&zwnj;پرداختند اما اين ديد از دختران و زنان را نداشتند!<br />هر چند يكي از وجه&zwnj;هاي ذاتي دختران و در مقابل آن&zwnj;ها پسران جذب جنس مخالف براي همسرگزيني است اما متاسفانه اين رسانه به صورت بسيار افراطي به اين بحث پرداخته است و اين نوع نگرش جنسيتي باعث عدم توجه به ساير بخش&zwnj;هاي وجودي حواهاي ايراني شده است.</span></div><div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 120%; unicode-bidi: embed; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt; line-height: 120%"><br />در كنار سريال&zwnj;هايي كه به زن فقط به اين ديد نگاه مي&zwnj;كنند برنامه&zwnj;هاي تحليلي و بحث&zwnj;هاي علمي را نگاه مي&zwnj;كني كه به طور متوسط نصف مهمانان برنامه&zwnj;ها را زنان تشكيل مي&zwnj;دهند و اين باعث ايجاد دوگانگي واضحي در بحث نگرش جنسيتي اين رسانه جمعي مي&zwnj;شود كه واقعاً كارگردان&zwnj;هاي سريال&zwnj;ها كجا زندگي مي&zwnj;كنند؟ اگر زن فقط به ازدواج و زن دوم داشتن و نداشتن شوهرش فكر مي&zwnj;كند پس اين &zwnj;همه پيشرفت علمي زنان كِي و كجا صورت گرفته؟</span></div><div dir="rtl" style="direction: rtl; line-height: 120%; unicode-bidi: embed; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt; line-height: 120%"><br />با كمي تأمل به اين نتيجه رسيدم كه چه بهتر آدم هر از گاهي به راديو گوش كند چون در آن صورت نياز نيست حتما مقابلش بنشيند تا متوجه صحبت&zwnj;ها بشود، مي&zwnj;تواند در عين گوش دادن به برنامه&zwnj;اش به كارهاي روزمره هم بپردازد و اگر روزي موج را اشتباه گرفت چه بهتر كه مسير زندگي&zwnj;اش عوض شود! شايد ذاتاً بايد رياضي&zwnj;دان مي&zwnj;بود كسي چه مي&zwnj;داند؟!.<br />و اگر كمي خرج كند و چند مجله بخرد بالاخره مي&zwnj;تواند مجله&zwnj;اي بيابد كه هم انرژي مثبت بدهد هم خاطره، مشاوره، شعر و داستان و كلي چيز ديگر داشته باشد و تازه مهمتر از آن&zwnj;ها اين&zwnj;&zwnj;كه ديگر نياز به توجيح خود نداري كه فال به چه درد مي&zwnj;خورد.</span></div>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>زن، زمین، زندگی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.4ghad.com/p5/2008/05/post_18.html" />
    <id>tag:www.4ghad.com,2008:/p5//12.389</id>

    <published>۲۲.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</published>
    <updated>۲۲.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</updated>

    <summary><![CDATA[&nbsp;مهدی عسگری&nbsp;راستی چه نسبتی بین &laquo;زن و زمین و زندگی&raquo; وجود داره؟ خوب روشنه که هر سه با &laquo;ز&raquo; شروع می شن و این خودش یه جورایی تجانس میاره! اما خب کلمات زیادی هستن که با &laquo;ز&raquo; شروع می شن،...]]></summary>
    <author>
        <name>hamed</name>
        <uri>http://kashkool.persianblog.com</uri>
    </author>
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.4ghad.com/p5/">
        <![CDATA[<p style="text-align: right"><span style="font-size: 10pt"><span class="mt-enclosure mt-enclosure-image" style="display: inline">&nbsp;</span>مهدی عسگری</span></p><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt"><img class="mt-image-right" style="float: right; margin: 0px 0px 20px 20px" height="349" alt="76.jpg" width="266" src="http://www.4ghad.com/p5/resaneh/76.jpg" />راستی چه نسبتی بین &laquo;زن و زمین و زندگی&raquo; وجود داره؟ خوب روشنه که هر سه با &laquo;ز&raquo; شروع می شن و این خودش یه جورایی تجانس میاره! اما خب کلمات زیادی هستن که با &laquo;ز&raquo; شروع می شن، مثل: زرشک، زالو، هلو؛ نه ببخشید زردآلو و... که لااقل به نظر من ربطی بین اون ها وجود نداره؛ حداقل یه ربطی که بشه ازش یه جور تناسب درآورد. (هرچند این احتمال رو رد نمی کنم که بین هلو و زن یه رابطه ای باشه؛ در زبان انگلیسی واژه </span><span dir="ltr" style="font-size: 10pt">peach</span><span style="font-size: 10pt"> هم معادل هلو و هم به معنای بانوی زیباست...). ضمن این که کلمات دیگه ای هم هستن که بینشون یه جور تجانس ظاهری هست، ولی بازم به نظر جناب خودم تناسب باطنی ندارن، مثل: &laquo;مرد، مرداب، مردگی&raquo;... خب بگذریم...</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">یکی از مشترکات این سه واژه اینه که هر سه تاشون &laquo;زن&raquo; دارن. نه اینکه لزوماً متأهل باشن! منظورم اینه که حروف &laquo;ز&raquo; و &laquo;ن&raquo; حرف اول و آخر رو تو کلمه ی &laquo;زمین&raquo; می زنه و اگر &laquo;زن&raquo; رو از &laquo;زندگی&raquo; بگیری انگار سر رو از بدنش جدا کردی واز حیٍّز انتفاع ساقط!</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">واقعیت هم همینه که بدون &laquo;زن&raquo; زندگی ابتر و بی معناست و بهتره بگیم اصلاً زندگی استمرار پیدا نمی کنه. مثل مشکلی که الان در کشور چین داره به وجود میاد، که به دلیل قانون تک فرزندی، نوزادان دختر به روشهای مدرن زنده به گور میشن و به همین دلیل در آینده ی نه چندان دور، حیات تمدنی اون ها به شدت با خطر مواجه خواهد شد.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">بدون زمین هم زندگی امکان پذیر نیست. زمین برای چرخه و فرآیند حیات بسترسازی می کنه و تو آغوش اونه که حیات متولد میشه و رشد می کنه. از قدیم الایام &laquo;زمین&raquo; رو مادر طبیعت می دونستن و بین زن و زمین یک رابطه نمادین تصور می کردن؛ بذرهایی که در عمق زمین مهمان میشن، ارتزاق می کنن، ریشه پیدا می کنن و سر به سوی آسمون بلند می کنن، به سوی نور و سرور. و اینجوریه که می تونن به زندگی معنا ببخشن.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">هر رویشی که ایجاد می شه ریشه در زمین داره. در هنگام سردی و خشکی زمین، ریشه ها به خواب می رن و رویش ها با یک نسیم، ریزش رو تجربه می کنن. اما در فصل بیداری ریشه ها، شکوفه های حیات از تار و پود چوب متراکم و خشک، باز جوونه می زنه و بهار -این زیباترین فصل- رو ایجاد می کنه. زمینهای سرد و سخت شکافته می شن تا رنگ سبز زندگی شکوفا بشه.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">بذر انسان و انسانیت هم در دامان مادر و در آغوش زن حیات پیدا می کنه. بعضیا می گن هیچ اتفاق بدی نیست، مگه این که توش پای یه زن در میونه! اما به نظر من هر جا انسانیت مفهوم و مصداق پپدا می کنه و عاطفه ها سرشار و خلاقیت ها پربار می شن، به احتمال قریب به یقین رد پایِ هرچند پنهانِ یک زن رو می شه جستجو کرد.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">نکته مشترک دیگه اینه که زن و زمین هر دو جاذبه دارن. بدون وجود جاذبه هیچی رو زمین بند نمی شه و حیات معنا پیدا نمی کنه. و بدون وجود جذابیت و عاطفه ی زن، کسی به زندگی بند نمیشه، خانواده شکل نمی گیره، حیات اجتماعی به هم می خوره و تمدن بشری رو به افول می گذاره. البته باید این جاذبه کنترل بشه تا آدم تبدیل به گوشت قربونی نشه که هرکس از یه طرف اونو بکشه و واسه خودش ازش بکَنه! باید اونی رو جذب کرد و به اونی جذب شد که قدردان باشه و ارزش آدم رو زیاد کنه، اونی که باری نباشه که آدم رو بشکنه، یاری باشه که لایق بشکن بشکنه!</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">یک زن خوب مثل زمین یه سرمایه پر ارزشه، با این تفاوت که زمین فقط سود مادی میاره ولی زن هم سود مادی میاره، هم بهره معنوی. زن خوب هم زندگی دنیوی رو رونق می ده، هم زندگی جاوید رو. هم تولد جسم انسان رو باعث میشه و هم رشد روح و روان آدم رو رقم می زنه.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt"><span style="font-size: 10pt"><span style="font-size: 10pt"><span style="font-size: 10pt"><span style="font-size: 10pt"><img class="mt-image-left" style="float: left; margin: 0px 20px 20px 0px" height="349" alt="77.jpg" width="266" src="http://www.4ghad.com/p5/resaneh/77.jpg" /></span></span></span></span>زمین گنجینه های قیمتی خودش رو در اعماق دلش پنهان می کنه. اگه قطعات طلا مثل سنگ ریزه ها روی سطح زمین رها می شدن و هرجایی بودن، دیگه طلا از چشمها می افتاد و برق زرینه هاش نه تنها چشم نواز نبود، که چشم ها و دلها رو زده می کرد. زیبایی ها و گوهر وجودی چیزی که دوست داشتنیه، واسه این که همیشه خواستنی باشه، نباید سر راه رهگذران رها بشه، که یا تاراج می شه یا حراج!</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">زن خیلی بیشتر از مرد قدر محبت رو می دونه. وجود لطیفش مهربونی رو زود و عمیق به خودش جذب می کنه. اینه که زن ریشه ی زندگیه آدمیزاده، چون آدمه و قلبش. قلب کانون جریان پیدا کردن حیات انسانیه و قلب زنده نمی شه مگه به محبت. و محبت به وجود نمیاد مگه با وجود یه محبوب، یه وجود دوست داشتنی. وقتی این &laquo;ریشه&raquo; سالم، پرنشاط و سیراب از مهر باشه، اون وقته که سبزی زندگی جوونه می زنه، غنچه های لبخند و عاطفه، شکوفا می شن و فصل بهار زندگی آغاز می شه، بهاری که می تونه تا اعماق سرمای زمستون هم استمرار داشته باشه...!</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></div>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>پیدای پنهان</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.4ghad.com/p5/2008/05/post_17.html" />
    <id>tag:www.4ghad.com,2008:/p5//12.388</id>

    <published>۲۲.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</published>
    <updated>۲۲.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</updated>

    <summary><![CDATA[&nbsp;الهام آب خضر&nbsp;&nbsp;رسانه صدای منتقدین، اعتراضات، خواسته ها و باورها را منتشر می کند. رسانه به طور ناخودآگاه باعث اهمیت بخشیدن به مسائل پنهان شده می شود؛ رسانه قدرتی دارد که از طریق آن می توان از حقوق اجتماعی و...]]></summary>
    <author>
        <name>hamed</name>
        <uri>http://kashkool.persianblog.com</uri>
    </author>
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.4ghad.com/p5/">
        <![CDATA[<p>&nbsp;</p><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">الهام آب خضر</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt"><img class="mt-image-right" style="float: right; margin: 0px 0px 20px 20px" height="454" alt="74.jpg" width="235" src="http://www.4ghad.com/p5/74.jpg" />رسانه صدای منتقدین، اعتراضات، خواسته ها و باورها را منتشر می کند. رسانه به طور ناخودآگاه باعث اهمیت بخشیدن به مسائل پنهان شده می شود؛ رسانه قدرتی دارد که از طریق آن می توان از حقوق اجتماعی و سیاسی دفاع کرد. </span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">حال این سوال مطرح می شود که جایگاه زنان در رسانه کجاست؟ تا چه حدی صدای زنان از رسانه شنیده می شود؟ </span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">وقتی به تاریخ می نگریم؛ می بینیم اولین نشریه اختصاصی زنان در دهه نخست بعد از انقلاب مشروطه و توسط خانم سمیه کحال منتشر شد و مبدأی شد برای آغاز جنبش برابر جنسیتی در ایران. </span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">از مهمترین ویژگی این دست نشریات، تلاش برای بدست آوردن حقوق بیشتر برای زنان بوده است. فعالیت زنان در عرصه های عمومی، اجتماعی و حتی سیاسی آن قدر بارز بوده که مورگان شوستر آمریکایی در خاطرات خود زنان ایران را بعد از مشروطه در شمار متجددترین زنان دنیا به حساب آورده است. </span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">بد نیست اشاره ای داشته باشیم به نشریه &laquo;زبان زنان&raquo; از صدیقه دولت آبادی که در اصفهان منتشر می شد. این نشریه به طور تأثیر گذار در مورد حقوق برابر آزادی خواهی صحبت می کرد؛ اما بعد از چندی به علت اعتراضات قشر سنتی و مقاوم اصفهان، ادامه فعالیت خود را با کوچ کردن به سمت تهران ادامه داد. </span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">این قبیل فعالیت های زنان (برابر خواهی جنسیتی) همواره به طور تنگاتنگی با مسائل سیاسی و اجتماعی کشور پیش رفته است. از تأثیر گذارترین فعالیت ها، فعالیت هایی در قالب انجمن های زنانه و نیز نشریات زنانه بوده است. همچنین تحول جهانی تکنولوژی کامپیوتری و اینترنت باعث سریع تر شدن جریان جنبش زنان در ایران شد. این تحول نه تنها باعث شد که خواسته ها و ناگفته ها بیان شود، بلکه باعث تغییر زبان و گفتار رسانه ها شد. ولی باز با این حال صدای زنان برای شنیده شدن پشت سر و صدای مسائل سیاسی و اجتماعی گم شد و تنها حسنی که داشت این بود که این امکان را به زنان داد تا خود را به عنوان یک جنبش مستقل از مسائل سیاسی، و به عنوان جنبشی که به دنبال حل مسائل ساختار جنسیتی است مطرح کند. </span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">حال با این تفاسیر جایگاه زن کجای این رسانه قرار گرفته است؟ کی زمان آن می رسد که صدای زنان ما بدون پرده پوشی به گوش جوامع برسد؟ </span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>نگین باغچه</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.4ghad.com/p5/2008/05/post_16.html" />
    <id>tag:www.4ghad.com,2008:/p5//12.387</id>

    <published>۲۲.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</published>
    <updated>۲۲.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</updated>

    <summary><![CDATA[&nbsp;صدیقه امیری&nbsp;&nbsp;درِ اتاق آقای گارسیا، رئیس شرکت آموزش بازیگری &laquo;ستاره های جوان&raquo; باز شد. نگین با عصبانیت توأم با ترس بیرون آمد و بعد، در به شدت به هم کوبیده شد. چند قدمی که با گامهای استوار از در دفتر...]]></summary>
    <author>
        <name>hamed</name>
        <uri>http://kashkool.persianblog.com</uri>
    </author>
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.4ghad.com/p5/">
        <![CDATA[<p>&nbsp;</p><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">صدیقه امیری</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">درِ اتاق آقای گارسیا، رئیس <span style="font-size: 10pt"><img class="mt-image-left" style="float: left; margin: 0px 20px 20px 0px; width: 385px; height: 307px" height="300" alt="73.jpg" width="400" src="http://www.4ghad.com/p5/resaneh/73.jpg" /></span>شرکت آموزش بازیگری &laquo;ستاره های جوان&raquo; باز شد. نگین با عصبانیت توأم با ترس بیرون آمد و بعد، در به شدت به هم کوبیده شد. چند قدمی که با گامهای استوار از در دفتر دور شد، کنترل خود را از دست داد و با صدای ضعیفی شروع به گریه کرد. نگین، تنها و درمانده، در خیابان های مادرید راه می رفت، اشک می ریخت و به چند لحظه ی پیش و خاطرات دورتر می اندیشید. فکر می کرد که فِرِد حق داشت با پیشنهاد آقای گارسیا برای بازیگر شدن او مخالفت کند، هر چند که او بهترین دوست فِرِد بود. فکر می کرد که چقدر خوب است که فِرِد نیست تا مجبور شود ماجرای تحقیر شدنش به خاطر بازیگر شدن و پول در آوردن به عنوان یک بازیگر زن را برای او تعریف کند، هر چند که اگر بود و حداقل برای او حرف می زد، کمی از اندوهش کاسته می شد.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">فِرِدریکو جهانگیری، یک ایرانی تبعه ی اسپانیا بود که در یک سفر توریستی که به بم رفته بود، در بازدید از ارگ بم، نگین را دیده وشیفته ی او شده بود و بر خلاف میل خانواده اش، به خاطر علاقه ی شدیدش به ازدواج با یک دختر اصیل ایرانی، به خواستگاری نگین رفته و با او ازدواج کرده بود. هنگام ورود آنها به مادرید هیچ کس جز خولیو گارسیا، بهترین دوست فِرِد و همسرش، کسی به استقبال آنها نیامد و حتی بعدها هم خانواده ی فِرِد نخواستند که نگین را ببینند.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">زندگی در کنار فِرِد و با همراهی خولیو و آلیسیا بسیار مسرت بخش بود. خولیو که اداره ی یک دفتر بازیگری را بر عهده داشت به شدت اصرار داشت که نگین به عنوان یک دختر شرقی می تواند نگینی برای سینمای اسپانیا باشد. اما فِرِد با توجه به دیدارهایی که از چندین لوکیشن فیلمبرداری داشت بر این عقیده بود که این کار با اصالت نگین منافات دارد و نگین هم به خاطر این عزت نفسی که شوهرش بر او نهاده بود هیچ اصراری برای بازیگری نداشت واز همان زندگی آرام کنار همسر نویسنده اش لذت می برد.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">اما فِرِد خیلی زود نگین را ترک کرد و طی یک تصادف جان باخت. نگین تصمیم داشت با صاف کردن حساب ها و بدهی ها و حتی فروش خانه و باغچه ی محبوبش که تنها یادگار فِرِد بود، به بم و نزد خانواده اش بازگردد، که خبر زلزله ی بم و از دست دادن تمام خانواده اش تکانی دوباره به زندگی او داد. تصمیم دوباره اش بر آن شد که در همان شهر بماند و به زندگی ادامه دهد. اصرارهای خولیو باز از سر گرفته شد؛ اما نگین به خاطر احترام به نظر فِرِد عزیزش راضی به بازی نبود. در همان حال هرچه به دنبال منبع در آمدی بود، هیچ نمی یافت. با هزار زحمت توانست در یک شرکت مواد غذایی، شغل بسته بندی مواد را بیابد؛ اما در آمد آن کار هرگز کفاف مخارج خانه و باغچه را نمی داد. او با این حال نیز حاضر به فروش خانه نبود و بالاخره برای نگه داشتنش تصمیم گرفت پیش خولیو برود. خولیو از اینکه نگین به هر حال پیشنهادش را پذیرفته بود بسیار شادمان بود. قرار برای اولین روز تمرین گذاشته شد.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">نگین با دلخوری درب باغچه ی کوچک جلوی خانه را بست و به سمت دفتر &laquo;ستاره های جوان&raquo; راهی شد.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">... وحالایک ساعتی است که آن دفتر را برای همیشه ترک کرده و با رضایت از تن ندادن به کاری که همسر محبوبش هیچ نمی پسندید، به سمت کارخانه ی مواد غذایی می رود.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl">&nbsp;</div>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>زن، مخاطب یا مشتری برای رسانه؟!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.4ghad.com/p5/2008/05/post_15.html" />
    <id>tag:www.4ghad.com,2008:/p5//12.386</id>

    <published>۲۲.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</published>
    <updated>۲۲.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</updated>

    <summary><![CDATA[&nbsp;عباس عطاری&nbsp;مدیر کل اطلاعات و برنامه ریزی صدای جمهوری اسلامی ایرانخانواده کوچک&zwnj;ترین عنصر ایجاد جامعه و مهم&zwnj;ترین رکن جامعه است. نیمی از هسته&zwnj;ی اولیه&zwnj;ی خانواده توسط زن و نیمی دیگر توسط مرد تشکیل می&zwnj;گردد.&nbsp;رسانه در یک جامعه، چند نقش اساسی...]]></summary>
    <author>
        <name>hamed</name>
        <uri>http://kashkool.persianblog.com</uri>
    </author>
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.4ghad.com/p5/">
        <![CDATA[<p>&nbsp;</p><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: justify; text-kashida: 0%">عباس عطاری</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;مدیر کل اطلاعات و برنامه ریزی صدای جمهوری اسلامی ایران</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: justify; text-kashida: 0%"><img class="mt-image-left" style="float: left; margin: 0px 20px 20px 0px" height="374" alt="70.jpg" width="281" src="http://www.4ghad.com/p5/resaneh/70.jpg" />خانواده کوچک&zwnj;ترین عنصر ایجاد جامعه و مهم&zwnj;ترین رکن جامعه است. نیمی از هسته&zwnj;ی اولیه&zwnj;ی خانواده توسط زن و نیمی دیگر توسط مرد تشکیل می&zwnj;گردد.&nbsp;رسانه در یک جامعه، چند نقش اساسی دارد. 1- اطلاع رسانی و خبر<span>&nbsp;&nbsp; 2- ارشاد و هدایت&nbsp;3- تفریح و سرگرمی.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: justify; text-kashida: 0%">رسانه در جامعه پوشش وسیع&nbsp;و فراگیر دارد و حسب نوع آن، مخاطبین و یا تولیدکنندگان متفاوتی دارد. (زن به&zwnj;عنوان یکی از ارکان تشکیل دهنده&zwnj;ی جامعه، هم در طیف مخاطبین رسانه جایگاه مهمی دارد و هم در گروه تولیدکنندگان محتوا). البته این اشاره، یک اشاره&zwnj;ی بایسته بودن است، نه اشاره&zwnj;ی وجود.</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: justify; text-kashida: 0%">امروزه هدف گیری رسانه&zwnj;ها، زن مخاطب را به&zwnj;عنوان یک انسان و به&zwnj;عنوان رکنی از ارکان جامعه نمی&zwnj;بینند، بلکه در هدف&zwnj;گیری اغلب آن&zwnj;ها ، زن یک مشتری است. مشتری کالا (لوازم آرایشی، پوشاک، خوراک، و ...) و یا مشتری خدمات ( آرایش، تناسب اندام، و ....) و از طرف دیگر رسانه&zwnj;های امروز دنیا در تولید محتوا از زن به&zwnj;عنوان یک کالا نیز استفاده می&zwnj;کنند. و گاهی هم به&zwnj;عنوان ابزار.</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: justify; text-kashida: 0%">در این طیف، باز هم شخصیت زن از نگاه انسانی و از جایگاه جامعه نیست. نه فکر زن را،&nbsp;بلکه با استفاده از جسم زن، سعی در فروش کالای خود که می&zwnj;تواند همان محتوای تولید شده، مثل فیلم&zwnj;ها و سریال&zwnj;ها و ... باشد، بکند و یا سعی در فروش کالایی دیگر به&zwnj;عنوان عنصر تبلیغی و ابزاری.</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;در این کشاکش&nbsp;استفاده از زن و نگاه به زن، جریان&zwnj;های فکری مختلفی در دنیا ظهور کردند که برخی برای ذلت و استثمار&nbsp;بیشتر زن تلاش می&zwnj;کنند و تئوری&zwnj;های اقتصادی و حتی تئوری&zwnj;های رسانه&zwnj;ای فرد را با این دیدگاه تدوین می&zwnj;کنند و نشر می&zwnj;دهند.</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: justify; text-kashida: 0%">گروهی دیگر به&zwnj;عنوان دفاع از زن و مقام زن می&zwnj;پردازند و برای این مقصد تا آن&zwnj;جا پیش می&zwnj;روند که دنبال واژگان جدید بوده به&zwnj;طوری که برای واژگان&nbsp;<span dir="ltr">woman</span><span>&nbsp;&nbsp; واژه ی دیگری و برای </span><span dir="ltr">Hioman</span><span>&nbsp;&nbsp; نیز جای&zwnj;گزینی دیگر جستجو نمایند.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: justify; text-kashida: 0%">سه طیف گسترده در بین جامعه&zwnj;شناسان شکل می&zwnj;گیرد که تاثیر خود را بر عناصر فکری رسانه&zwnj;ای نیز می&zwnj;گذارد:</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">الف) جریان فمینیستی، که خود را مدافع حقوق زنان و البته با هجمه به حقوق مردان می&zwnj;داند.</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">ب) جریان میانه&zwnj;رو که حقوق تعریف شده&zwnj;ای بر حسب شرایط هر دوجنس تعریف می&zwnj;کند.</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">ج) جریان آنتی&zwnj;فمینیستی که خود در ابتدا شروع کننده&zwnj;ی استثمار زنان نیست و برای مقابله با جریان اول تئوری&zwnj;هایی ارائه می&zwnj;دهد که در نهایت، منجر به استثمار و بردگی جنس زنان می&zwnj;شود.</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">رسانه&zwnj;های دنیا تحت تاثیر هر سه جریان فکری قرار دارند و حسب شرایط اعتقادی، سیاسی و اقتصادی، برنامه&zwnj;های خود را عرضه می&zwnj;کنند.</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: justify; text-kashida: 0%">لازم به ذکر بوده ، جنسیت نقش خیلی مهمی در قرار گرفتن افراد در طیف&zwnj;های فوق ندارد و در هر سه طیف ، هم مردان دیده می&zwnj;شوند و هم زنان ، البته با گستردگی&zwnj;های متفاوت.</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; margin: 0cm 0cm 10pt; text-align: justify; text-kashida: 0%">بدون شک در این مقوله هم مثل بسیاری از مقوله&zwnj;های دیگر، حد وسط، حد منطقی و قابل دفاع&zwnj;تر از بقیه&zwnj;ی نظر&zwnj;هاست. متاسفانه جریان&zwnj;های اقتصادی صرفه&zwnj;ی خود را در دو طیف افراط و تفریط، نگاه به زن و استفاده از زن می&zwnj;بینند و لذا این&zwnj;چنین بوده که در محصولات رسانه&zwnj;ای به طور محسوس یا نا&zwnj;محسوس از ایده&zwnj;های هر دو طیف دیده و شنیده می&zwnj;شود.</div>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>هميشه پاي يک زن درميان است</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.4ghad.com/p5/2008/05/post_14.html" />
    <id>tag:www.4ghad.com,2008:/p5//12.385</id>

    <published>۲۱.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</published>
    <updated>۲۱.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</updated>

    <summary><![CDATA[&nbsp;سریال &laquo;بیداری&raquo; و نقش زن در مجموعه های تلویزیونیزینب محمدی &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;بعد از سالها برنامه سازي، خوشبختانه کم کم شاهد برنامه هايي هستيم که بيشتر مطابق زندگی واقعي اند. زنها نيمي از جامعه اند و به اندازه مردها در تمدن...]]></summary>
    <author>
        <name>hamed</name>
        <uri>http://kashkool.persianblog.com</uri>
    </author>
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.4ghad.com/p5/">
        <![CDATA[<p style="text-align: justify;">&nbsp;</p><p style="text-align: justify;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;">سریال &laquo;بیداری&raquo; و نقش زن در مجموعه های تلویزیونی</span></p><p style="text-align: justify;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;">زینب محمدی<o:p></o:p></span></p>            <p style="text-align: justify;"><span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;"><o:p>&nbsp;</o:p></span></p><p style="text-align: justify;">&nbsp;</p><p style="text-align: justify;">&nbsp;</p><p style="text-align: justify;"><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image"><img width="119" height="600" style="margin: 0pt 20px 20px 0pt; float: left;" class="mt-image-left" src="http://www.4ghad.com/p5/resaneh/67.jpg" alt="67.jpg" /></span> <span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image"><img width="133" height="600" style="margin: 0pt 0pt 20px 20px; float: right;" class="mt-image-right" src="http://www.4ghad.com/p5/resaneh/66.jpg" alt="66.jpg" /><span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;">بعد از سالها برنامه سازي، خوشبختانه کم کم شاهد برنامه هايي هستيم که بيشتر مطابق زندگی واقعي اند. زنها نيمي از جامعه اند و به اندازه مردها در تمدن سهم دارند؛ اما نکات مهمي هست که بيشتر وقتها مراعات نمي شوند. در ستون هر خانواده، يک زن وجود دارد و اگر رسانه اي بخواهد واقعي عمل کند بايد همین صورت را نمایش دهد. حتي اگر موضوع مربوط به يک فيلم فضايي و تخيلي هم باشد، بازهم آن اثر بدون حضور همسر، مادر و يا دختري از جنس واقعي، اثری غيرواقعي خواهد شد.</span><br />در مجموعه ی تلویزیونی &laquo;بيداري&raquo;، شاهد خيل عظيم شخصيتهاي زن هستيم که در پيشبرد داستان نقش کليدي دارند. يک قهرمان اصلي که برای همه روشن است به نصيحت هيچ کسي گوش نمي دهد، زنی پولدار و بي فرزند که او هم خودسرانه همه کاري مي کند و بالاخره يک زن بدجنس که قصد از بين بردن اقتصاد مملکت را دارد و در مرحله اول با ربا خواري، کانون گرم يک خانواده را نابود می کند.<br /><o:p></o:p>در بين اين همه زن بد و بدتر و بدترين، جاي يک نقش زن مثبت بسيار خالي است. انگار از نظر نويسنده، هيچ زني نمي تواند مثبت باشد. آيا در دنياي حقيقي هم اينگونه است؟ پس این که &laquo;مرد از دامن زن به معراج مي رود&raquo; کجا معنی پيدا مي کند؟<br /><span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;"><o:p></o:p>زن ها حتي اگر بيرون خانه کار مفيد و درآمد اقتصادي نداشته باشند، مي توانند با تربيت مردان خوب و صالح نقش مثبت و کليدي داشته باشند. شيرين بياتي، استاد تاريخ دانشگاه تهران، زنان ايراني را انتقال دهندگان ميراث فرهنگي می خواند و مي گويد: &laquo; از زماني كه زن براي فرزند خود در گهواره زمزمه لالايي سر داده و كمي بعدتر، زماني كه براي او داستان و افسانه گفته، انتقال ميراث فرهنگي را آغاز کرده است.&raquo;<br /></span><span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;"><o:p> </o:p>آيا در اين مجموعه شاهد حداقل يک مورد زن متعادل هستيم؟! زن های اين مجموعه خودشان از بن و ريشه مشکل داشته اند يا ضعف از نويسنده است که نتوانسته زنان واقعي جامعه را - همانگونه که هستند- نشان دهد؟</span></form></p><p style="text-align: justify;">&nbsp;</p>                 <p style="text-align: justify;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;">همان اندازه که مردها در زندگی متفاوتند، زن ها هم؛ نه اين که فقط زن ها بد باشند. شايد اين مجموعه می خواست نقش کليدی زن را نشان دهد؛ اما با این فرض هم اين هدف در جهت منفی اعمال شده است. نقشي که شايد خيلی براذهان مخاطب خودش تاثير بگذارد چرا بايد تا اين اندازه دست کم گرفته شود و رفتارهاي بدش بدون عاقبت واقعي و رفتارهاي نسبتا خوبش بدون مبناي ديني و اخلاقي باشد؟<o:p></o:p></span></p>        <p style="text-align: justify;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;"><o:p>&nbsp;</o:p>شايد مشکل از ما زن ها هم هست که از خود مهارت چندانی نشان نمی دهيم و همه ی کارها را از اصل و اساس به مردها واگذار می کنيم. همه بر اين موضوع اتفاق نظر دارند که بعضی از کارها مختص مردها است و بعضی هم مختص زنها؛ اما کارهای مشترکی هم وجود دارد، کارهايي که شايد با وجود يک زن در رأس يا بدنه ی آن کار، شاهد شکوفايي بيشتر آن باشيم. يکی از اين شغلهای مشترک کار در رسانه های ارتباط جمعی است و در اينگونه مجموعه ها که داستان حول محور نقش بانوان جامعه است، می شد با بهره بردن از نويسنده يا پژوهشگر زن که بيشتر با عمق احساسات و عواطف يک زن آشناست، از کاستي هاي اين مجموعه کاست و کار ايده آل تري به نمايش گذاشت. بايد تلاش کرد و هر کس را نسبت به تواناييهايي که دارد در مرتبه ی خود قرار داد. هر کسی را بهر کاری ساخته اند. مردها با توجه به مهارت های خود بايد کاری خاصی را انجام بدهند و زنها با توجه به ظرافت ها و ساختار بدنی کار ديگری را بايد انجام بدهند و هيچ کس نمی تواند جای ديگری را بگيرد. هر دو بايد مکمل يکديگر باشند و البته در عرصه پژوهش و توليد اثر از زنان بهره ی بيشتري برد.<o:p></o:p></span></p>    <p style="text-align: justify;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;"><o:p>&nbsp;</o:p>به اميد آن روز.<o:p></o:p></span></p>  <p style="text-align: justify;" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;"><span style="">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span><span style="font-size: 10pt; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" dir="ltr"><o:p></o:p></span></p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>فرعون در مطبخ</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.4ghad.com/p5/2008/05/post_13.html" />
    <id>tag:www.4ghad.com,2008:/p5//12.384</id>

    <published>۲۱.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</published>
    <updated>۲۱.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</updated>

    <summary>زهرا قدیانیتصویری که سینما و سیمای ایران ‌از خانواده بویژه جایگاه مرد در آن نمایش می‌دهد همواره شبیه یک آونگ بین دو نقطه افراط و تفریط در نوسان است و گویا قرار نیست برای یک‌بار هم که شده این حرکت...</summary>
    <author>
        <name>hamed</name>
        <uri>http://kashkool.persianblog.com</uri>
    </author>
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.4ghad.com/p5/">
        <![CDATA[<p style="text-align: right;">زهرا قدیانی</p><div style="text-align: justify;" dir="rtl">تصویری که سینما و سیمای ایران ‌از خانواده بویژه جایگاه مرد در آن نمایش می‌دهد همواره شبیه یک آونگ بین دو نقطه افراط و تفریط در نوسان است و گویا قرار نیست برای یک‌بار هم که شده <img width="283" height="276" src="http://www.4ghad.com/p5/resaneh/57.jpg" alt="57.jpg" style="margin: 0px 20px 20px 0px; float: left;" class="mt-image-left" />این حرکت سرگیجه آور در نقطه تعادل بایستد.</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">از این سو آن‌چه می‌بینیم شوکت است، مجسمه‌ای توخالی، هیولایی سرشار از عقده‌های حقارت با متد فرعون در مدیریت خانواده! پدرسالارانی که غالباً هم هیمنه‌شان شکسته می‌شود. از سویی دیگر روایتی داریم از مجموعه‌ای از بازاریان و کامیون‌داران بی‌عاطفه، مغرور و دوزنه ( واکنش پنجم و ...) ، یا چاپلوسان فرصت‌طلب و هوس‌ران ( زن‌زیادی و .. ) و یا مردانی ضعیف که راه به راه همراه با ساکشان از خانه به بیرون پرتاب می‌شوند ( پاورچین و ... ). آنها یا ابله‌اند و یا زیرک و البته شارلاتان. غالباً همگی از مشکلات شخصیتی رنج می‌برند( چارخونه) یا بی‌مسئولیت و دروغگو هستند و یا بدچشم و چاپلوس.</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">وقتی هم که نوبت به معرفی مرد مهربان می‌شود، طراحان لباس بی‌درنگ به یاد &quot;پیش‌بند&quot; می‌افتند.</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;امام علی (ع) با آن حجم عظیم رسالت‌ها و مسئولیت‌ها به امور خانه‌داری هم می‌پرداخت. طبیعیست هر فرد مسئولیت‌پذیری اعم از زن و مرد باید در تهیه و تدارک آنچه مربوط به به زندگی خودش می‌شود، مشارکت داشته باشد. این یک اصل بدیهی در تمام اجتماعات کوچک و بزرگ اعم از شهرها، زندگی‌های دسته‌جمعی نظیر خوابگاه‌ها و یا خانواده است. اما تصویری که ما از مشارکت مردان در امور خانه‌داری می‌بینیم چیزی نیست جز شکلی اغراق‌آمیز و عجولانه در نحوه بیان. گویی کارگردان با دستپاچگی تمام می‌خواهد در کوتاه‌ترین زمان ممکن به بیننده بقبولاند: &quot; نه، اشتباه نکنید، او از آن نوع مردهای بد نیست، چرا که او درخانه ظرف می‌شوید!&quot;. این مسئله در تبلیغات تلویزیونی به ورطه تمسخر هم کشیده شده. موج جدیدی از مردان، که ما آن‌ها را هیچ وقت نمی‌بینیم زیرا آن‌ها در آشپزخانه سکنی گزیده‌اند و سرشان آنقدر شلوغ است که فرصت ظاهر شدن جلوی مهمان‌ها را ندارند، ما فقط صدایشان را می‌شنویم. زن خوشبخت خانواده هم&nbsp;از کوچکترین اطلاعات آشپزی (که نوعی هنر محسوب می‌شود) بی اطلاع است و مجبور است مدام از &quot; حمـیـــــــــــــد&quot;&nbsp;استمداد بطلبد. در تبلیغ مایع جام که نمایشگر مردی مستأصل درون دیگ است، ، دوز این تمسخر بالاتر هم می‌رود. یعنی باور کنیم دانش رسانه‌ای کارشناسان ما هنوز به فرهنگ‌سازی و تأثیرگذاری تبلیغات تلویزیونی قد نمی‌دهد؟!<span>&nbsp;&nbsp;</span><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image"><img width="201" height="536" style="margin: 0pt 0pt 20px 20px; float: right;" class="mt-image-right" src="http://www.4ghad.com/p5/resaneh/58.jpg" alt="58.jpg" /></span>&nbsp; <span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image"><p>&nbsp;از ما زن‌ها دارد سوءاستفاده می‌شود. از ما انتظار دارند به عوض قرن‌های متمادی حاکمیت مردسالاری به این انتقام کاریکاتوری بخندیم. آخر نام برندی که تبلیغاتش بتواند مردم را بخنداند در خاطر آن‌ها ماندگارتر است. به نظر می‌رسد مقصود شکستن غرور مرد ایرانی به بی‌رحمانه‌ترین شکل ممکن است. باید به او ثابت شود تو دیگر نه‌تنها آن قدرت اسطوره‌ای قبل را نداری بلکه پست‌تر از این حرف‌ها هستی. همه شما بد، ضعیف‌النفس، خیانت‌کار و غیرقابل اعتمادید و حالا نوبت شماست که برای اثبات خوبی‌تان پیش‌بند ببندید و به دورن دیگ‌ها بروید!</p></span></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">این در حالیست که وضع در سینمای جهان وضع کاملاً برعکس است! سینما، بخصوص در جامعه آمریکایی که از بحران خانواده رنج می‌برد، می‌کوشد هرچه بیشتر به نمایش خانواده‌های موفق و مردهای &quot;خوب&quot; بپردازد. این مسئله‌ را در کارتون‌ها هم می‌توان پیگیری کرد‌ ( شِرِک و ..)</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">فیلم &quot;انتخاب آقای هاتسن&quot; روایت مرد متخصصی است که به کمک هوش و مدیریت اقتصادی همسرش قوی و ثروتمند می‌شود و از سویی پدر مستبدی که تحت تأتیر درایت دخترش متحول می‌شود. خب، در ایران که همچین چیزی غیرممکن است. و یا زن و مرد در خانواده بحران‌زده‌ای که در آستانه فروپاشی قرار دارد، پس از تحمل مصائبی موفق به بهبودروابط خود می‌شوند شبیه آنچه در &quot;گربه روی شیروانی داغ&quot; و یا &quot;بابل&quot; می‌بینیم، نمونه‌های اینچنینی زیادند و این همه نیز در ایران از جمله امور یافت‌نشدنیست. هرچه هست درد و غم است و یا رنج مسئله‌ای به نام ازدواج مجدد!</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">البته تصویر کردن آسیب‌های اجتماعی&nbsp;و از آن جمله خانواده‌های پرتنش و طبعات آن، نظیر آنچه در &quot;خون‌بازی&quot; می‌بینیم یکی از رسالت‌های هنر نمایش است اما سوال اینجاست که آیا در کنار این موارد سلبی نمونه‌های ایجابی ( نظیر آنچه ذکر آن رفت) هم دیده‌ایم؟!</div><p>&nbsp;</p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>بلوتوث</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.4ghad.com/p5/2008/05/post_12.html" />
    <id>tag:www.4ghad.com,2008:/p5//12.383</id>

    <published>۲۱.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</published>
    <updated>۲۱.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</updated>

    <summary><![CDATA[&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;سایه ساروی&nbsp;موج نگران کننده تولید و گسترش بسیار سریع بولوتوث‌های ضداخلاقی در جامعه باید زنگ خطری جدی برای مسئولان فرهنگی کشور باشد. پیامدهای سیاسی و رسانه‌ای این پدیده هم قابل توجه است، زیرا این گونه مسائل به صورت قوی و...]]></summary>
    <author>
        <name>hamed</name>
        <uri>http://kashkool.persianblog.com</uri>
    </author>
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.4ghad.com/p5/">
        <![CDATA[<p style="text-align: right;">&nbsp;</p><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image"><form style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image" mt:asset-id="64">&nbsp;</span>&nbsp;</form><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span><p>سایه ساروی</p><p>&nbsp;</p><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt;"><img width="152" height="400" src="http://www.4ghad.com/p5/resaneh/53.jpg" alt="53.jpg" style="margin: 0px 20px 20px 0px; float: left;" class="mt-image-left" />موج نگران کننده تولید و گسترش بسیار سریع بولوتوث‌های ضداخلاقی در جامعه باید زنگ خطری جدی برای مسئولان فرهنگی کشور باشد. پیامدهای سیاسی و رسانه‌ای این پدیده هم قابل توجه است، زیرا این گونه مسائل به صورت قوی و پررنگ در رسانه‌های غربی منعکس می‌شود.</span></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt;">طی یکی دو ساله‌ی اخیر، قشر جوان و نوجوان جامعه به دلیل عدم آگاهی و بعضاً بی‌توجهی، بیشتر در معرض آسیب‌های روانی این قبیل بولوتوث‌ها قرار گرفته‌اند. مثل رقص کل‌کل یک‌ودو که حتی تا سایت صهیونیستی یوتيوب نیز کشانده شده است.</span></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt;">ابتدا به سراغ چند دانش‌آموز كه در حال شوخي و خنده در پاك هستند، مي‌روم. حداكثر 18 سال دارند و مشخص است كه در سال اول يا دوم دبيرستان مشغول به تحصيل‌اند.</span></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt;">مي‌پرسم چند نفر از شما تلفن همراه داريد؟ بالاتفاق و با خنده جواب مي‌دهند: &laquo;خااااانم، بگید کی نداره!؟ با این ارزونی خط، مخصوصاً ایرانسل، تقریباً همه دارن.&raquo;</span></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt;">در ادامه مي‌پرسم در مدرسه به شما اجازه‌ی آوردن موبایل می‌دهند؟ اگر بگیرند چه برخوردي می‌کنند؟ باز هم بالاتفاق و جیغ مانند و طوري كه مشخص است دل پري دارند، پاسخ مي‌دهند:</span></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt;">&laquo; نـــــه خانم، اجازه نمی‌دن، اما ما قایم می‌کنیم. هرروز که نمی‌تونن ما رو بگردن. از هرکی هم بگیرن معمولاً چند روز ضبط می‌کنن و مامانا میان تعهد می‌دن و به خير و خوشي تموم مي‌شه!&raquo;</span></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt;">از مريم كه در بين دختران جوان، شيطان‌تر از بقيه است و آرام و قرار ندارد، سوال مي‌كنم چه استفاده‌ای از موبایل‌ات می‌کني؟ &laquo;من بیشتر اس‌ام‌اس بازي مي‌كنم. با صحبت کردن می‌ترسم اعتبارم تموم بشه. ضمنا اينم كه به كي‌اس‌ام‌‌اس مي‌دم جزء اسراره.&raquo; و با خنده‌ي همراه با آه ادامه مي‌دهد: &laquo;خودم مي‌دونم و خداي خودش!!&raquo;</span></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt;">در ادامه مرضيه نيز حرفش را تأييد مي‌كند و مي‌گويد: با اينكه خط من همراه اوله، اما منم باز بیشتر از اس‌ام‌اس استفاده می‌کنم. چون پول قبض رو باید خودم از ماهیانه‌ام بدم.</span></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt;">احساس خجالت اوليه را از دست داده‌اند و انگار من را هم به جمع صميمي خودشان راه داده‌اند. اين را مي‌توان از شوخي‌ها و اشتياق‌شان براي ادامه‌ي سؤالات فهميد. </span></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt;">مي‌پرسم &laquo;بچه‌ها، با بودن گوشي‌های مختلف كه دوربین‌دار هم هستند و این که تصاوير و فيلم‌هايي كه گرفته مي‌شود در كمترين زمان ممكن پخش مي‌شود، آیا در مدرسه و كلاس‌ها و پارك و كلاً در اجتماع احساس امنیت می‌کنید؟&raquo;</span></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt;">اول ترجيح دادند اين طور وانمود كنند كه ايراني جماعت، حتي دخترانش هم، هر چه را كنار بگذارد تعارفات معمول را كنار نمي‌گذارد و كمي معترضانه پاسخ دادند كه: &laquo;این چه حرفیه؟ اینا دوستای ما هستن. بعدشم کاری نمی‌کنیم که بخواهیم بترسیم.&raquo;</span></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt;">ولي اين حس اعتماد به دوست، ديري نمي‌پايد كه زهرا (او هم چيزي از مريم كم ندارد و شيطنت در خونش جريان دارد) با حالتي كه كمي هم دماغش به سمت جلو حركت مي كند، مي‌گويد: &laquo;البته خانم، راستش ما كه اهل رقص و اين حرفا نيستيم و هميشه متانت و سنگيني‌مون زبونزده خاص و عامه (زينب وسط حرفش مي پرد و مي گويد بله بله، ايشون يه سه چهار كيلويي از مدير مدرسه هم سنگين تر هستند!) اما دو سه تا از دوستام، زنگ تفريح تو كلاس رقصيده بودن و يكي از بچه‌ها هم فيلم‌شون رو مي‌گيره و الان فكر كنم فقط خواجه‌حافظ‌شيرازي نديده باشه كه اونم بعيده! چون فكر مي‌كنم اونم از اين جريان با خبره و يه چيزايي تو ديوانش از رقص و اينا گفته!&raquo; با اين صحبت زهرا، بقيه هم پاسخ هايي مشابه مي دهند و بعضي هم از مورد اعتماد نبودن تعميرگاه‌هاي گوشي همراه مي‌نالند.</span></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt;">بحث را به سمت بلوتوث مي‌كشانم و مي‌خواهم در مورد بلوتوث و استفاده از آن حرف بزنند. لاله مي گويد: &laquo;نه خانم، من از بلوتوث می‌ترسم. آخه یه چیزی دوستم برام بلوتوث کرد که شب‌ها خوابم نمی‌بره و می‌ترسم.&raquo; اصرارم برای اين كه بگويد چه ديده هيچ فايده اي نداشت؛ اما غزال با لحني قلدر مآبانه مي‌گويد: &laquo;خب بگو دیگه، ترسووو. خانم من یه فیلم براش دادم که اشراري نمي‌دونم به اسم ريگي، رينگي، يه همچين چيزايي، سر یه نفر رو پخ‌پخ مي‌كنند!&raquo; جیغ دو سه نفر از بچه‌ها و چهره‌ی وحشت‌زده‌ي لاله نمايان مي‌شود.</span></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt;">ساجده هم با كمي ترس توأم با خجالت می‌گوید: &laquo;منم یه چیزی دیدم که خب، دیگه از اون موقع تا حالا از کسی، غیر آهنگ، بلوتوث نگرفتم.&raquo;</span></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt;">كه البته با اصرار ما راضی شد كه بگويد آن بلوتوث صحنه‌ي تجاوز بي‌رحمانه‌ي چند افغان به يك دانش‌آموز دختر بوده است.</span></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;<img width="400" height="319" src="http://www.4ghad.com/p5/resaneh/DWF15-806033.jpg" alt="DWF15-806033.jpg" style="margin: 0px auto 20px; display: block; text-align: center;" class="mt-image-center" /></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt;">و باز هم مريم كه شيطنتش گل كرده مي‌گويد:&laquo;بـــــه! اينا كه همش قديمي بود. خانم بلوتوث موبايل‌تون رو روشن كنيد، چند تا بلوتوث دو هزار و هشتي(!) براتون دارم خفن. عروسي فلان خواننده و ارتباط نامشروع اون بازيگر و قليون كشيدن اين مداح و مراسم رقص و عروسي اين و اون كه ديگه خيلي قديمي شده و همه جا هم پره.&raquo;</span></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt;">به عنوان اخرين سوال مي‌پرسم براي هم چيزهاي خوب هم بلوتوث مي‌كنيد؟ </span></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt;">غزال مي‌گويد: &laquo;نه بابا! چیزای خوب که تو رادیو و تلویزیون هست. اگه بخواهیم، اونجا می‌بینیم. بلوتوث واسه چيزاي نابه.&raquo;</span></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt;">مريم هم باز خودي نشان مي‌دهد و طوري كه مي‌خواهد بگويد تجربه‌اش از بقيه بيشتر است و با تغيير ادبياتش به ادبيات چاله ميداني اين طور مي‌گويد: &laquo;ببين خانومي! بي خيال بلوتوث خوب و بد شو. اين تجربه رو از من داشته باش. تو يه دقيقه توی مترو يا اتوبوس يا هر جايي كه دختر و پسر هستن مثل كافي‌شاپ و سينما و تئاتر و ... برو. يه اسم ناز دخترونه(!) هم براي بلوتوثت انتخاب كن. ترجيحاً عسل باشه بهتره. ايكي ثانيه چنان واست آخرين ورژن از بهترين بلوتوث‌هاي روز ايران و جهان مي‌آد كه خودت حال كني. خانومي بذار حالا كه اينا رو گفتم يه دقيقه هم كارشناس بشم. هر چي باشه سال ديگه بايد ديپلم بگيرم به سلامتي! بلوتوث هم مثل هميشه اول خودش اومد. فرهنگش هم كه همچنان تو راهه و نيومده. مسئولين هم كه بعد چند سال يه كم بگي نگي مي‌خوان يه كارايي بكنن. ولي كدوم كار؟ طرح دادن كه كاري كنند كه بلوتوث تو مترو كار نكنه. از همين رسانه‌ي عمومي بر خود لازم ميدونم كه رسماً از صميم قلب تشكرات لازم را از اين همه فعاليت اعلام كنم.&raquo;</span></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt;">نمي دانستم بايد به طرز حرف زدنش بخندم يا ... . مهم نيست. اين مواقع خداحافظي بهترين کار بر سر يك دو راهي است! با تبادل شماره تلفن هاي‌مان به همديگر، از آن‌ها خداحافظي مي‌كنم.</span></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt;">هر چند حس كردم اين گزارش از معدود گزارش‌هایی است كه با صحبت‌هاي كامل آن چند دختر، ديگر نيازي به صحبت كارشناس و مسئول و دست اندركار حوزه جوانان ... ندارد، اما ... اما تا به حال حرف‌هاي هاي چند دختر 17-18 ساله كجا به چشم آمده كه اين بار دومش باشد!؟</span></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><img width="250" height="437" style="margin: 0pt 20px 20px 0pt; float: left;" class="mt-image-left" src="http://www.4ghad.com/p5/resaneh/62.jpg" alt="62.jpg" /> <span style="font-size: 10pt;">فرهادی، کارشناس ارشد برنامه ریزی آموزشی که مدیریت یکی از مراکز آموزشی را بر عهده دارد مي‌گويد: بلوتوث رسانه‌اي است که در ايران وجهه‌ي‌ غیراخلاقی آن بیشتر است و هم تقریبا به طور مطلق از دسترس و مدیریت و سیاستگذاری حاکمیت به دور است. از آن طرف هم در دسترس تمام اقشار جامعه اعم از زن و مرد و پير و جوان و فقير و غني است.</span></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt;">در کشور ما پدیده‌ای مثل &laquo;بولوتوث&raquo; یا پیامک‌های غیراخلاقی با سرعتی اعجاب‌آور در حال رشد است و گرایش شدیدی نسبت به آن وجود دارد.</span></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt;">بعضي از بولوتوث‌ها حاوی صحنه‌های تعرض و تجاوز هستند كه قشر درجه‌ی یک آسیب در این مقوله، خانم‌ها و دختران جوان و کانون زندگی‌ها‌ست که هر از چندگاهی از لابه‌لای صفحه حوادث روزنامه‌ها، مخاطبان را به خود متوجه می‌کند و هنوز ابعاد گسترده و فراگیر آن به خوبی شناخته نشده است.</span></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt;">بلوتوث همان طور كه بعد منفي دارد، بعد مثبت هم دارد. مثل چاقوی تیزی که در دست یک جراح می‌تواند باعث نجات جان یک بیمار شود و در دست یک قاتل باعث گرفتن جان یک انسان. برای مقابله با جنبه‌های منفی بلوتوث باید در جامعه فرهنگ سازی شده و سمت و سوی استفاده از این ابزار را با فرهنگ‌سازی صحیح به سمت مثبت بكشانيم تا این جهانی شدن به نفع قشر مصرف کننده قرار بگیرد.</span></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt;">نسرین حسینی، کارشناس مشاوره نيز براي مقابله با مظاهر منفي بلوتوث صحبت‌هاي جالبی داشت:</span></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt;">یکی از ویژه گی‌های تکنولوژی، در هم شکستن مرزها و از بین بردن موانع است. این روزها نه تنها آنچه از ماهواره‌ها پخش می‌شود، بلکه تصاویر حریم خصوصی خانواده‌ها مانند مجالس عروسی و حتی استخرهای زنانه، به راحتی توسط بلوتوث دست به دست مي‌گردد. آن‌چه من به عنوان راه حل به ذهنم می‌رسد این است که به هیچ عنوان با برخوردهای خشن و یا انضباطی شديد نمي‌توان فرهنگ استفاده نادرست از اين ابزار را اصلاح كرد. باید جامعه، خصوصا قشر جوان را در جهت مقابله با مظاهر منفی این پدیده آماده کنیم. به آنها شناخت داده و عواقب استفاده نادرست از این وسایل را به آنها یاد آوری نماییم.</span></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt;">متاسفانه با استفاده‌ی نادرست از این تکنولوژی، مرز ارتباطات میان انسان ها برداشته شده و افراد صرفاً جهت عقب نماندن از مظاهر به اصطلاح تمدن و بدون در نظر گرفتن جنبه های مثبت آن، به رواج جنبه‌ی منفی آن پرداخته‌اند. گاه این روابط منجر به آسیب های جبران ناپذیری از جمله از بین رفتن اعتماد در بین اعضای یک جامعه و از آن خصوصی تر یک خانواده به ویژه زوجین شده است.</span></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt;">امید که با تدابیر به جا و فرهنگ سازی صحیح و به موقع دست اندرکاران فرهنگ کشور و مسئولین انتظامی و با جایگزینی جنبه های مثبت بلوتوث، از گسترش جنبه های منفی آن جلوگیری نماییم.</span></div><p>&nbsp;</p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>ژرفا</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.4ghad.com/p5/2008/05/post_11.html" />
    <id>tag:www.4ghad.com,2008:/p5//12.382</id>

    <published>۲۱.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</published>
    <updated>۲۱.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</updated>

    <summary><![CDATA[&nbsp;کوثر ملاتبارسید ابوالقاسم حسینی (ژرفا)، نویسنده، محقق و مترجم، شاعر، پژوهشگر در ادبیات و هنر، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی است. وی تا کنون ویراستاری حدود 50 کتاب، تألیف و ترجمه و تحقیق و فراهم&zwnj;سازی 30 اثر...]]></summary>
    <author>
        <name>hamed</name>
        <uri>http://kashkool.persianblog.com</uri>
    </author>
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.4ghad.com/p5/">
        <![CDATA[<p style="text-align: right"><span class="mt-enclosure mt-enclosure-image" style="display: inline">&nbsp;</span>کوثر ملاتبار</p><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify"><i><span style="font-size: 10pt"><img class="mt-image-left" style="float: left; margin: 0px 20px 20px 0px" height="438" alt="50.jpg" width="350" src="http://www.4ghad.com/p5/resaneh/50.jpg" />سید ابوالقاسم حسینی (ژرفا)، نویسنده، محقق و مترجم، شاعر، پژوهشگر در ادبیات و هنر، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی است. وی تا کنون ویراستاری حدود 50 کتاب، تألیف و ترجمه و تحقیق و فراهم&zwnj;سازی 30 اثر در زمینه&zwnj;های حقوقی، ادبی، هنری، ادبیات کودکان، تربیت، حدیث را انجام داده است. همچنین دارای پیشینه&zwnj;ی شعری از سال 1358 و دارای اشعاری در مجموعه&zwnj;های مختلف است که در ده&zwnj;ها کنگره&zwnj;ی کشوری عرضه شده است. نوشتن ده&zwnj;ها مقاله در نشریات گوناگون، نگارش صدها ساعت برنامه رادیویی و تلویزونی از سال 1360 تا 1367 از دیگر فعالیت&zwnj;های او است.<br /><br /></span></i></div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify"><i><span style="font-size: 10pt">سید ابوالقاسم حسینی (ژرفا) روحانی 46 ساله، با تحصیلات عالی حوزوی در سطح خارج فقه و اصول، کارشناسی حقوق را از دانشگاه تهران (1367) و کارشناسی ارشد حقوق بین&zwnj;الملل را از دانشگاه شهید بهشتی (1371) گرفته است. در سال 64 ازدواج کرده است که نتیجه ازدواجشان دو فرزند دختر بوده است به نام&zwnj;های فاطمه&zwnj;سادات که ترم آخر رشته&zwnj;ی ادبیات در دانشگاه تهران را می&zwnj;گذراند و دومین دخترشان منصوره سادات که در سال اول دبیرستان مشغول به تحصیل است. </span></i></div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify"><b><span style="font-size: 10pt">به عنوان یک مرد، زن را تعریف کنید؟!</span></b></div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt">زن گوهر جمال هستی است و مرد گوهر جلالی؛ این دو گوهر باید یکدیگر را کمال بخشند تا جمال و جلال خداوند در عالم جلوه کند. همچنین تربیت انسان صالح محصول وجود این دو است، پس زن باید در همین جایگاه و مرتبت قرار گیرد.</span></div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify"><b><span style="font-size: 10pt">یکی از دغدغه&zwnj;هایی که ذهن من را مشغول خود کرده این است که آیا اسلام، صحبتی از چگونگی حضور زن در رسانه دارد؟</span></b></div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt">متأسفانه عمده&zwnj;ی کج&zwnj;فهمی&zwnj;هایی که درباره&zwnj;ی بحث زن پیش آمده ناشی از این است که فهم قرآنی را کنار گذاشتیم و فقط آمده&zwnj;ایم می&zwnj;گوییم روایات این&zwnj;طور گفته، نهج البلاغه این&zwnj;طور گفته، سنت هم همین&zwnj;طور، همه&zwnj;ی این&zwnj;ها قبول ولی نگاه نتیجه بخش و مفید، نگاهی خواهد بود که محوریتش قرآن باشد. </span></div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt">زن یک حضور خاص هویتی دارد که مربوط می&zwnj;شود به ویژگی&zwnj;های ذاتی خودش. در جاهایی که به ویژگی&zwnj;های ذاتی و فطری&zwnj;اش برمی&zwnj;گردد، نقش یکسانی بین زن و مرد حاکم است. </span></div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt">اگر رسالت رسانه را تبیین و ابلاغ&nbsp;بدانیم، نقش زن به&zwnj;ویژه در بخشی که به هویت&zwnj;های مستقل خودش مربوط می&zwnj;شود، خیلی پر&zwnj;رنگ است. البته بخشی از آن یگانه است و منحصر به فرد. توضیح این&zwnj;که مردها بسیاری از نقش&zwnj;های هویتی زن را از دید خودشان می&zwnj;بینند. تنها بخشی از این نگاه&zwnj;ها&zwnj;ی جهل&zwnj;آمیز با مطالعه و آگاهی تصحیح&zwnj; می&zwnj;شود اما بخش عمده&zwnj;اش باقی می&zwnj;ماند و به نظر من اگر در یک جامعه انسانی (نه حتما دینی و اسلامی؛ گرچه معتقدیم که یک جامعه کامل همان جامعه دینی خواهد بود) باید زنان بیایند به این قسمت از هنر که، مردان نمی&zwnj;توانند با نگاه زنانه&nbsp;نگاه کنند و از زبان زنان بیان کنند و به این نیاز خودشان پاسخ بدهند. و در این بخش باید خود بانوان همت&zwnj;شان را خرج کنند. ما در حال حاضر داریم رمان&zwnj;هایی که به&zwnj;صورت مستقل به ویژگی&zwnj;ها و حس زنانه پرداخته و هم&zwnj;چنین داریم بانوان شاعر غدری را که در بخش ادبیات به نحو احسن توانستند تخلی احساس داشته باشند، مثل فروغ فرحزاد. </span></div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 39pt 0pt 0cm; text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify"><b><span style="font-size: 10pt">و این حضور چگونه باید باشد؟</span></b></div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt">فقط حضور مهم نیست، حرف من بیشتر بر این مطلب بود که در بعضی از جایگاه&zwnj;های خاص&nbsp;هست که فکر، فکر مردانه ست؛ در صورتی که چون عمل مختص به بانوان بوده اگر خود بانوان متخصص هم در آن حضور داشتند نتیجه بهتری گرفته می&zwnj;شد . بسیاری از مسائل تربیتی، مخصوصا در مسائل دختران و زنان اگر با افکاری زنانه بود، زودتر به نتیجه می&zwnj;رسید. </span></div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify"><b><span style="font-size: 10pt">الان شاهدیم که در برخی رسانه&zwnj;های کشور، از زن به عنوان ابزاری برای جذب استفاده می&zwnj;شود. مشکلاتی که بر سر راه رسانه&zwnj;ای شدن زن به&zwnj;وجود می&zwnj;آید را چه باید کرد؟</span></b></div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt">هر کاری که روح زن را بیالاید و از ایفای نقش جمالی&zwnj;اش در گستره هستی بازدارد مزاحم اوست. زن نه باید کنج خانه بنشیند و مستوری کند و نه باید جلوه&zwnj;گری و دلربایی، زن آفریده شده&nbsp;تا لطافت و زیبایی و احساس تابناک و پاک را به همگان نشان دهد و با روح لطیف&zwnj;اش به نظام خلقت تعادل بخشد. در عالم هنر هم اگر به این اصل دقت شود خیلی از مسائل حل خواهد شد.</span></div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt"><img class="mt-image-center" style="display: block; margin: 0px auto 20px; text-align: center" height="365" alt="51.jpg" width="550" src="http://www.4ghad.com/p5/resaneh/51.jpg" /></span></div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify"><b><span style="font-size: 10pt">آن سری از مسائلی که حل نمی&zwnj;شود چه؟ مثل تفکر مردسالارانه&zwnj;ای که در مورد حضور زن در رسانه وجود دارد.</span></b></div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt">خانم&zwnj;هایی که در حوزه رسانه و ادبیات کار می&zwnj;کنند، خوب است بیایند به&zwnj;طور تخصصی به این بخش از این نگاه بپردازند که باید متذکر شوم در این نگاه مواظب باشند دچار آفت مشهور رایج به نام فمینیست نشوند. فمینیست به این&nbsp;معنایش بد است. اگر به معنای دفاع از حقوق و بیرون کشیدن از چنگال مردان باشد خوب است ولی اگر زن&zwnj;ها نگاه&zwnj;شان به عالم را نگاه زنانه کنند، هیچ فرقی با آن مردسالاری نمی&zwnj;کند. باید به پاسخ این نیازها با دید احساس و نگرش زنانه بیشتر بها دهند، منتها دچار آفت فمینیست نشوند، کاملا حقیقی نگاه کنند بدون جانب&zwnj;داری . </span></div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt">بهترین افرادی که در رسانه&zwnj;ها در مورد زنان می&zwnj;توانند صحبت کنند، خود زنان هستند. &nbsp;خودشان باید در میزگردها و جلسات آگاهانه و آزادانه بحث کنند و به نتیجه برسند که چه میزان از مشاغلی که به زن داده می&zwnj;شود واقعی است. چه بخشی از این مشاغل به فعالیت&zwnj;هایشان کمک می&zwnj;کند. دلیل تاکید من این است که چون این&zwnj;ها شکافته شده نیست نتیجه&zwnj;اش این می&zwnj;شود که درسال 87 دولت بیاید برای ورود به دانشگاه سهمیه جنسیتی بگذارد، قوانین را سفت و سخت کند. فرض کنید هشتاد درصد مردان و بیست درصد زنان، چرا؟ چون اکثر دانشگاه&zwnj;ها سر یک کلاس سی و نه خانم نشسته ولی یک آقا. این&zwnj;ها دارد به یک بحران می رسد، بحرانی که در آن زنان بیشتر متضرر خواهند شد.</span></div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt">&nbsp;</span></div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify"><b><span style="font-size: 10pt">اما خلاف صحبت های شما کمتر شاهد سپردن این بخش&zwnj;ها به بانوان هستیم. علتش چیست؟</span></b></div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt">من زیاد موافق نیستم که این را از جایگاه بی&zwnj;اعتمادی به فعالیت بانوان باید سنجید. به نظر من این عدم حضور به زن و مرد برمی&zwnj;گردد که ریشه اصلی&zwnj;تر را هم در این می&zwnj;بینم که خود خانم&zwnj;ها جایگاه&nbsp;خودشان را مسامحه کردند. یعنی با قدرت کمی جلو رفتند و مسئله بعدی قدرتی است که باید برای مدیریت در زن باشد، در جامعه ما بنا به دلایلی که می&zwnj;دانید(ازدواج و مادری)، امکان تحصیل جدی&zwnj;تر مردان بالاتر می&zwnj;رود. مثلا خانمی که برای ارتباطات می&zwnj;خواند برای ادامه&zwnj;اش باید دو سه تا زبان را هم یاد بگیرد ولی به همان دلیل نحوه تکامل تحصیل یا پیش نمی&zwnj;آید یا به تعویق می&zwnj;افتد، به خاطر همین بخش خیلی کمی از خانم&zwnj;ها مخصوصا در رسانه هستند که به&zwnj;طور جدی بروند و کار را دنبال کنند.</span></div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify"><b><span style="font-size: 10pt">ولی این موارد طبیعی است و کاری هم نمی&zwnj;شود کرد ولی با همان تحصیلات هم زن می&zwnj;تواند در رسانه نقش موثر داشته باشد. این&zwnj;طور نیست؟</span></b></div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt">به نظر من اگر هر کدام جای خودش تعریف شود و انجام یابد، هم به موقع هر کدام تکمیل می&zwnj;یابند و هم بعد از طی مدت معینی انتظارها پیش نمی&zwnj;آید، ازدواج به موقع، تحصیل درست و واقعی و مناسب در خور جایگاه یک زن، همه&zwnj;ی این&zwnj;ها اگر نباشد نتیجه این می&zwnj;شود که مدیریت هم به&zwnj;دست آقایان می&zwnj;افتد&zwnj;. البته رد هم نمی&zwnj;کنم که در جامعه ما کمی مرد سالاری حاکم است. </span></div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify"><b><span style="font-size: 10pt">در جایی که الان خاطرم نیست آماری را دیدم مبنی بر این که درصد حضور زنان در رادیو بیش&zwnj;تر از تلویزیون است. علت این امر چه می&zwnj;تواند باشد؟</span></b></div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt">این آمار را نمی&zwnj;دانم تا چه حد درست است ولی اگر درست فرضش کنم، من به&zwnj;عنوان این&zwnj;که در صدا و سیما حضور فعالی داشتم تبیینم این است که بسیاری از مشاغل در تلویزیون مسائل فنی است که در رادیو چنین نگاهی زیاد وجود ندارد. شما خودتان پشت دوربین ایستادن و تنظیم نور و این شغل&zwnj;ها را فقط حدس بزنید متوجه می&zwnj;شوید که واقعا طاقت&zwnj;فرسا هستند به همین جهت خانم&zwnj;ها اصولا به جهت بافت اندامی و ویژگی&zwnj;های کلی فیزیولوژیک نمی&zwnj;توانند در این راستا بروند. و بهتر هم همین&zwnj; است. ولی این را یقین بدانید که آن چیزی که به ساحت نویسندگی و گویندگی اجرا مربوط می شود در تلویزیون،&nbsp;اگر از رادیو پیش نباشد عقب هم نیست.</span></div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt">من خودم از نزدیک خبر موثقی دارم که اکثر&nbsp;تیم&zwnj;های&nbsp;تحقیقی در تلویزیون خانم هستند . تفاوتی را&nbsp;که حس کردید، مربوط به همان رده&zwnj;های فنی خاص است. بعضی از برخوردها هم واقعا در تلویزیون شأن زن را پایین می&zwnj;برد. زمانی&zwnj; که فلان شعر حافظ را می&zwnj;دهند به یک خانم تا با حالت سوزناکی بخواند، من منکر این استفاده نیستم ولی پس&nbsp;فرق ما با غربی&zwnj;ها چیست، این منحصر کردن در استفاده ابزاری است. باید قبول کنیم خانم&zwnj;های ما خیلی دارند کم کار می&zwnj;کنند. چرا نباید در تلویزیون در مورد عرفان از شیوه بیان و نویسندگی یک&nbsp;زن استفاده کرد؟ می&zwnj;دانید چه تاثیرات مثبتی دارد؟&nbsp;خلاصه اینکه هم رسانه ما کمی مردسالار شده و هم خود خانم&zwnj;ها در این مسائل جدی نیستند. که این عدم توازن اگر بیش از این بخواهد ادامه پیدا کند به برخوردهای غیر قابل جبرانی خواهیم رسید. </span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify"><b><span style="font-size: 10pt">شما فیلم&zwnj;های رسانه داخلی را تا چه حد دنبال می&zwnj;کنید؟</span></b></div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt">به دلیل مشغله پژوهشی که در حال حاضر دارم، فرصت کافی ندارم ولی باز حتی المقدور سعی می&zwnj;کنم برنامه&zwnj;ریزی داشته باشم و ببینم، یکی از همین سریال&zwnj;هایی را هم که الان می&zwnj;توانم بطور مثال بگویم سریال زیبای بیداریست&nbsp;که با هنرمندی زیبای الهام پاوه نژاد و بقیه هنرمندان در حال پخش هست از نکات مثبتش که بگذرم این&zwnj;طور نشان داده می&zwnj;شود که شخصیت ترنگ در داستان تحت تاثیر احساسات مختلفی قرار می&zwnj;گیرد . یک موجود عاطفی باری&zwnj;به&zwnj;هر&zwnj;جهت که مدام در حال سختی است. </span></div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify"><b><span style="font-size: 10pt">فیلم&zwnj;های سینمایی&zwnj;مان چطور؟ که شاهد هنرمندی زنان بیشتری را در این رسانه هستیم .</span></b></div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt">در سینما که اکثرا زن را یک موجود منفعل ساخته&zwnj;اند ، عذر می&zwnj;خواهم می&zwnj;گویم، زن را یک ابزار برای جذب استفاده می&zwnj;کنند . که این جذابیت&zwnj;ها به مراتب نسبت به سیما بیشتر دیده می&zwnj;شود.</span></div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt">&nbsp;</span></div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify"><b><span style="font-size: 10pt">به عنوان آخرین سوال؛ با این اوصافی که خودتان فرمودید تصحیح این جایگاه&zwnj;ها به&zwnj;عهده&zwnj;ی کیست؟</span></b></div><div dir="rtl" style="margin: 0cm 18pt 0pt 0cm; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt">اولا این ریشه فرهنگی است، کارهای فرهنگی هم به زمان نیاز دارد و یک سیستم آگاه بخشی مستحکم. درثانی این&zwnj;که همه این اصلاح&zwnj;ها بستگی به خود خانم&zwnj;ها دارد که چه تعریفی از جایگاه&zwnj;شان داشته باشند، که تغییر این جایگاه را به&zwnj;دست بگیرند، خانم&zwnj;ها در حدی باید در میدان قوی عمل کنند که کمتر شاهد این&zwnj;چنین برنامه&zwnj;هایی از حضورشان باشیم، متاسفانه شاید الان به زحمت بشود 5 تا فیلم&zwnj;نامه&zwnj;نویس خانمی که هدفش این باشد نقش زن را به&zwnj;طور حقیقی جلوه دهد نه ابزاری، پیدا کرد. عواطف و احساسات به معنای ملودرام باید با قدرت بیشتری با قدم و حرکت بانوان همراه باشد .</span></div>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>وبلاگ من زیر درخت آلبالو گم نشده</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.4ghad.com/p5/2008/05/post_10.html" />
    <id>tag:www.4ghad.com,2008:/p5//12.381</id>

    <published>۲۱.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</published>
    <updated>۲۱.&#1575;&#1585;&#1583;&#1740;&#1576;&#1607;&#1588;&#1578;.۸۷</updated>

    <summary><![CDATA[&nbsp;عطیه کشتکاران&nbsp;یکه و تنها گوشه اتاقمان پشت میز کامپیوتر نشسته&zwnj;ایم. کسی نشانی وبلاگمان را نمی&zwnj;داند. برای خودمان می&zwnj;نویسیم و چند نفری بیشتر نمی خوانند... غافل از اینکه بعضی ها شغلشان خواندن نوشته&zwnj;های ماست. مانند &laquo;مرکز منابع باز&raquo; وابسته به سازمان...]]></summary>
    <author>
        <name>hamed</name>
        <uri>http://kashkool.persianblog.com</uri>
    </author>
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.4ghad.com/p5/">
        <![CDATA[<p style="text-align: right"><span style="font-size: 10pt"><span class="mt-enclosure mt-enclosure-image" style="display: inline">&nbsp;</span>عطیه کشتکاران</span></p><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt"><img class="mt-image-left" style="float: left; margin: 0px 20px 20px 0px" height="299" alt="48.jpg" width="234" src="http://www.4ghad.com/p5/resaneh/48.jpg" /></span>&nbsp;<span style="font-size: 10pt">یکه و تنها گوشه اتاقمان پشت میز کامپیوتر نشسته&zwnj;ایم. کسی نشانی وبلاگمان را نمی&zwnj;داند. برای خودمان می&zwnj;نویسیم و چند نفری بیشتر نمی خوانند... غافل از اینکه بعضی ها شغلشان خواندن نوشته&zwnj;های ماست. مانند &laquo;مرکز منابع باز&raquo; وابسته به سازمان جاسوسی آمریکا که وظیفه دارد در اینترنت، سایت&zwnj;ها و وبلاگ&zwnj;های شخصی جستجو کند و پس از جمع&zwnj;آوری و ترجمه اطلاعات بدست آمده، آنها را تجزیه و تحلیل کند.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">رسانه&zwnj;ها نیز توجه خاصی به موج فراگیر وبلاگ&zwnj;نویسی دارند. مخصوصا که امروزه وبلاگ&zwnj;ها با سرعت و آزادی ذاتی&zwnj;شان رقیب بی&zwnj;مانندی برای خبرگزاری&zwnj;ها و دیگر رسانه&zwnj;ها شده&zwnj;اند. وقتی حدود ساعت 5 صبح 14 دسامبر 2003 خبر دستگیری صدام اعلام شد، مهم ترین روزنامه های آمریکا در بهترین حالت 10 ساعت بعد با انتشار ویژه نامه&zwnj;ای این خبر را منتشر کردند؛ در حالی که وبلاگ&zwnj;ها و روزنامه&zwnj;های الکترونیکی به صورت لحظه به لحظه به انتشار تازه&zwnj;ترین اخبار و تصاویر پرداخته بودند.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">وبلاگ&zwnj;نویسان به خودشان اجازه می&zwnj;دهند درباره همه چیز اظهار نظر کنند؛ از روش تدریس استادشان در دانشگاه گرفته تا علت پیروزی لبنان در جنگ سی و سه روزه! روزنامه های آنلاین و خبرگزاری&zwnj;ها هم جریان وبلاگ&zwnj;نویسی را زیر ذره بین صفحه کلیدشان گرفته&zwnj;اند و هر کدام روایتی از آنچه دیده&zwnj;اند را بازگو می&zwnj;کنند.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">از زمانی که وبلاگ&zwnj;نویسی فارسی به موضوع قابل بحثی تبدیل شد، بیشتر نگاه&zwnj;ها به آمار تعداد وبلاگ&zwnj;ها بوده&zwnj;است نه جنسیت نویسندگانش؛ اما اکنون که زنان نیز نقش عمده&zwnj;ای در تولید محتوای وبلاگستان دارند، تحلیل&zwnj;های بعضاً جالبی از سوی رسانه&zwnj;های خارجی درباره حضور زنان ایرانی در اینترنت و وبلاگستان و هم چنین وبلاگ&zwnj;هایی که به حقوق زنان می&zwnj;پردازند می&zwnj;بینیم.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">محققین دانشگاه حقوق هاروارد در تحقیقی که از وبلاگستان فارسی داشته&zwnj;اند وضعیت جنسیت را چنین توصیف می&zwnj;کنند: در کل تعداد وب&zwnj;لاگ&zwnj;نویسان مرد بیشتر است ولی در بعضی قسمت&zwnj;ها مانند &laquo;ایرانیان خارج از کشور و سکولار&raquo;، &laquo;شعر و ادبیات&raquo; و به خصوص &laquo;شبکه&zwnj;های ترکیبی&raquo; زنان وب&zwnj;لاگ نویس اقلیت&zwnj;های بزرگ&zwnj;تری را تشکیل می&zwnj;دهند.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">سایت </span><span dir="ltr" style="font-size: 10pt">BBC</span><span style="font-size: 10pt"> در گزارشی از یک کنفرانس خارج کشور که به بررسی مسائل ایران می&zwnj;پرداخت، گفته&zwnj;است: &laquo;زنان ايرانی با استفاده از وبلاگ، صدای خود را به گوش جامعه می رسانند. آنها محدوديت های خود را در وبلاگ جبران می کنند و آزادی اجتماعی را که از آن محرومند، در وبلاگ ها می جويند&raquo;.با این حال در ادامه می&zwnj;گوید: &laquo;برخی از نويسندگان ايرانی، بويژه نويسندگان زن، از وبلاگ های شخصی خود برای بازاريابی، جلب مخاطب، برآورد و تخمين نظر خوانندگان و حک و اصلاح آثار در آستانه انتشار بهره می برند.&raquo;</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt"><img class="mt-image-center" style="display: block; margin: 0px auto 20px; text-align: center" height="360" alt="49.jpg" width="382" src="http://www.4ghad.com/p5/resaneh/49.jpg" /></span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">در این روزگار که موضوعات زنان از مباحث داغ رسانه&zwnj;ها و محافل سیاسی است، روزنامه گاردین در گزارش خود از گسترش وبلاگ نویسی دینی سخنی از زنان به میان نمی&zwnj;آورد و چه بسا همین سکوتش هم بی&zwnj;معنا نباشد. اما خب